پست قبلی رو بخونید همین زیر به عنوان جعبهی سیاه انتخابات، چی فکر میکردم چی شد!
مزد مشارکت حداکثری ملت پرداخت شد:
تقلب تظاهرات کشتار!!!
پست قبلی رو بخونید همین زیر به عنوان جعبهی سیاه انتخابات، چی فکر میکردم چی شد!
مزد مشارکت حداکثری ملت پرداخت شد:
تقلب تظاهرات کشتار!!!
نگرانم از اینکه دوباره دکتر محمود احمدینژاد رای بیاره. الان مملکت مثل یک جعبه سیاهه نمیدونی چی توش میگذره زمان روی کار آمدن خاتمی اینقدر مردم قوی ظاهر شدن که همون موقع میدونستم که خاتمی رای میاره و لی الان نه. شاید اون موقع زیاد خوشبین بودم. آخرین باری که من در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم ۱۲ سال پیش بود. هشت سال پیش برام مثل روز روشن بود که خاتمی دور دوم رای میاره و این یک قانون نانوشته بود. اما حالا … باید تا ۲۳ خرداد صبر کنیم و اگر دوستان این جعبه سیاه رو تحت عمل سزارین قرار ندهند، ببنیم از دل جعبه سیاه واقعا کی بیرون مییاد.
———–
پی نوشت : اون موقع من ورامین درس میخوندم و شناسنامهام مشهد جا مونده بود.
۱- دلیل سکوت آقای موسوی در قبال رذایلی که در دوازده سال گذشته اتفاق افتاده است چیست؟ من صحبتی از سال شصت و کشتار زندانیان سیاسی نمی کنم چون طرح آن را غیرمنصفانه می دانم. اما لااقل می توان از دوم خرداد به بعد و مشکلاتی که برای دانشجویان و فعالان سیاسی و جوانان پیش آمد پرسید و عدم موضعگیری ایشان. دلیل این سکوت چه بوده است؟
مگر میشود موضعی نداشته باشند! ایشان مواضعشان مشخص بوده والان هم آنرا در برنامههایشان میتوانید ببینید. دلیل نمیشود چون مواضعشان رسانهای نشده موضعی نداشته یا برایشان مهم نبوده و سکوت کردهاند.
۲- خواهش می کنم آقای موسوی ده نفر مشاور یا کارشناس برتری را که دور خود جمع کرده است و نظر آنان را قبول دارد رسماً و علناً در راستای شعار «شفافسازی» اعلام کند. اینطوری فرق بین آن بزرگانی که بی دعوت بر سر سفره ایشان جمع شده اند و آنها که با وی قرابت فکری دارند و ایشان از آنها حرفشنوی، مشخص می گردد.
دیشب سوار تاکسی شدم. جوانی در حدود ۱۸ -۱۷ ساله که صندلی جلو نشسته بود با دیدن مچبند سبز من رو به راننده کرد و گفت: دیشب مناظره رو دیدی؟
راننده: نه برا من فرقی نمیکنه کی رییس جمهور میشه.
پسر: احمدینژاد خوب …. بالای موسوی. تازه دزدی گرگی هاشمی و خاتمی رو هم رو کرد! بعدشم مدارک پارتی بازی زنش که دکتری رو با پارتی بازی گرفته رو کرد.
راننده: برو بابا اینم خیلی سواد داشته باشه ۷-۸-۱۰ کلاس درس خونده
پسر: نه بابا اون کردان بود که اینجوری بود! خود احمدی نژاد دکترا داره واقعا!
من: سکوت کردم به بیرون نگاه میکنم، یاد دوران دبیرستان میافتم سر یکی از کلاسها بود که بحث سیاسی پیش آمد و معلم یکی از بچهها رو علنا تهدید کرد که تحویل حراست میده! البته این قضیه مربوط به زمان ریاست جمهوری هاشمی بود.
یه زمانی خجالت میکشیدم پشت چراغ قرمز عابر پیاده بایستم، اما حالا نه! این یادگاری کوچکی از دوران خاتمی است. حالا محکم میایستم چون کار درستی را انجام میدهم. الان هم محکم ایستادهام چون میدانم کار درستی است و برای من تفاوتی نمیکند که دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران با میرحسین چه کار کرده. اصلا میرحسین جلوی این بابا کم آورد. بحثی هم نیست به دلایلش هم کار ندارم.
من به میرحسین برای قانونگراییاش رای میدهم نه برای حرافیاش. شاید طرفداران دکتر محمود احمدینژاد از به قول خودشان چیز چیز کردن موسوی! خوشحال باشند، اما برایم تفاوتی نمیکند، اصل برنامه ها و مرام میرحسین هست که آنها را قبول دارم و بقیه هم کشک!
آقای دکتر تشریف آوردند مشهد و مورد استقبال گرم و پر شور مردم مشهد حومه و شهرستانهای اطراف قرار گرفتند. به هر حال چون مسیر من یه جورای با مسیر دکتر تلاقی داشت من هم چند تا عکس و یه کم فیلم گرفتم. اما حاشیه های استقبال:
۱) اول از همه اینکه در مشهد هیچ مقام حکومتی تا به حال مراسم استقبال تازمان احمدی نژاد نداشته یا اگر هم داشته من خاطرم نیست منظورم به این شکل که دنبال ماشین میدوند. تنها دلیل هم احتمالا به خاطر وجود و شان و مرتبه امام رضا بوده است.
۲) قرار بود مراسم استقبال ساعت ۸ شروع بشه که آقای دکتر حدود ساعت ۱۱ به میدان رسیدند. البته این دیگر جز مراسمات آقای دکتر شده است. گویندهی حاضر در میدان دلیل تاخیر دکتر احمدی نژاد را ازدحام جمعیت اعلام میکرد.
۳) تعداد زیادی از مردم از شهرستاهای اطراف صبح خود را به مشهد رسانده بودند.
۴) شعار ها مثل احمدی احمدی حمایتت میکنیم، الله اکبر، صل علی محمد روح رجایی آمد
۵)جمعیت زیاد بود اما صدها هزار نفر نبود!
۶)پرچم های ایران در سایزهای مختلف و پوسترهای دکتر محمود احمدینژاد هم زیاد بود مثل اینکه وضع ستادهای مردمی از دور قبل بهتر شده چون پوستر ها و البته پردههای بزرگ تبلیغاتی بیشتر بود.
۷)ماشینهای زیادی آمدند و ملت رو سرکار گذاشتند، البته مردم هم از رو نمی رفتند و هر ماشینی که اون وسط پیدا میشد به سمتش هجوم میبردند که احمدی نژاد رو ببینند.
۸) ماشین نامه جمع کن هم آمد و نامه جمع میکرد البته بعضی ها هم برا دکتر نامههاشونو نگه داشتند.
۹) سرانجام دکتر با یک وانت آمدند.
۱۰) یک وانت حامل گروه فیلمبردار جلوی ماشین دکتر احمدینژاد قرار داشت.
من دیگه بقیه راه رو نرفتم ببینم چه خبر بود، انشاالله و به یاری سبز شما مردم دولت بعدی استقبال مردمی این مدلی نخواهد داشت.
اینهم فیلمش: