دست بند سبز
دیشب سوار تاکسی شدم. جوانی در حدود ۱۸ -۱۷ ساله که صندلی جلو نشسته بود با دیدن مچبند سبز من رو به راننده کرد و گفت: دیشب مناظره رو دیدی؟
راننده: نه برا من فرقی نمیکنه کی رییس جمهور میشه.
پسر: احمدینژاد خوب …. بالای موسوی. تازه دزدی گرگی هاشمی و خاتمی رو هم رو کرد! بعدشم مدارک پارتی بازی زنش که دکتری رو با پارتی بازی گرفته رو کرد.
راننده: برو بابا اینم خیلی سواد داشته باشه ۷-۸-۱۰ کلاس درس خونده
پسر: نه بابا اون کردان بود که اینجوری بود! خود احمدی نژاد دکترا داره واقعا!
من: سکوت کردم به بیرون نگاه میکنم، یاد دوران دبیرستان میافتم سر یکی از کلاسها بود که بحث سیاسی پیش آمد و معلم یکی از بچهها رو علنا تهدید کرد که تحویل حراست میده! البته این قضیه مربوط به زمان ریاست جمهوری هاشمی بود.
یه زمانی خجالت میکشیدم پشت چراغ قرمز عابر پیاده بایستم، اما حالا نه! این یادگاری کوچکی از دوران خاتمی است. حالا محکم میایستم چون کار درستی را انجام میدهم. الان هم محکم ایستادهام چون میدانم کار درستی است و برای من تفاوتی نمیکند که دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران با میرحسین چه کار کرده. اصلا میرحسین جلوی این بابا کم آورد. بحثی هم نیست به دلایلش هم کار ندارم.
من به میرحسین برای قانونگراییاش رای میدهم نه برای حرافیاش. شاید طرفداران دکتر محمود احمدینژاد از به قول خودشان چیز چیز کردن موسوی! خوشحال باشند، اما برایم تفاوتی نمیکند، اصل برنامه ها و مرام میرحسین هست که آنها را قبول دارم و بقیه هم کشک!

دمت گرم
فقط این فید وبلاگتم درست کن آدم مجبور نشه بیاد اینجا