۱- دلیل سکوت آقای موسوی در قبال رذایلی که در دوازده سال گذشته اتفاق افتاده است چیست؟ من صحبتی از سال شصت و کشتار زندانیان سیاسی نمی کنم چون طرح آن را غیرمنصفانه می دانم. اما لااقل می توان از دوم خرداد به بعد و مشکلاتی که برای دانشجویان و فعالان سیاسی و جوانان پیش آمد پرسید و عدم موضعگیری ایشان. دلیل این سکوت چه بوده است؟
مگر میشود موضعی نداشته باشند! ایشان مواضعشان مشخص بوده والان هم آنرا در برنامههایشان میتوانید ببینید. دلیل نمیشود چون مواضعشان رسانهای نشده موضعی نداشته یا برایشان مهم نبوده و سکوت کردهاند.
۲- خواهش می کنم آقای موسوی ده نفر مشاور یا کارشناس برتری را که دور خود جمع کرده است و نظر آنان را قبول دارد رسماً و علناً در راستای شعار «شفافسازی» اعلام کند. اینطوری فرق بین آن بزرگانی که بی دعوت بر سر سفره ایشان جمع شده اند و آنها که با وی قرابت فکری دارند و ایشان از آنها حرفشنوی، مشخص می گردد.
این را هم آقای موسوی پاسخ گفتند دلیل اعلام نشدن نام مشاوران و کارشناسان هم عدم تخریب و پرونده سازی گروه حاکم بر دولت است. اما آقای موسوی از همه دعوت کردند و از حمایت همهی گروهها و افرادی که مبنای فکری و عملشان بر پایه قانون اساسی است استقبال کردهاند. دوم با اعلام کامل برنامه ها میتوان به گرایشات مشاوران ایشان نیز پیببرید. همچنین میرحسین نخواست که تحت حمایت هیچ نام خاصی باشد و خواست که مردم خودش و برنامههایش را بشناسند و انشاالله بعد از پیروزی همه را خواهیم دید.
۳- آیا مهندس به کار حزبی و خرد جمعی اعتقاد راسخ دارد یا خیر؟ آیا ایشان اعتقاد دارند که جامعه باید از فردمحوری به سمت حزبمحوری پیش برود یا نه؟ اگر بله، چرا تا به حال نه عضو فعال حزبی بوده و نه حزبی با توجه به عقیده و مرام خود تاسیس کرده است؟
صد در صد اعتقاد دارند. ایشان بارها پشت سر گذاشتن دوران جنگ را مدیون خرد جمعی دانستهاند و مکرر هم در بیاناتشان به این موضوع اشاره کردهاند . هنوز صدای ایشان در گوشم طنین انداز است که دکتر محمود احمدینژاد را به خاطر نادیده گرفتن خرد جمعی درسیستم مدیریتی کشور خطاب قرار داد و فرجام این راه را دیکتاتوری نامید. اگر اعتقاد نداشتند این همه اعتراض و سخنرانی به خاطر حذف و ادغام شوراهای عالی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی انجام نمیدادند. آیا احساس خطر ایشان غیر از نادیده گرفته شدن خرد جمعی در حال حاضر بوده است؟
قطعا اعتقاد به تحزب دارند و گرنه هرگز در حزب جمهوری اسلامی حضور نمییافتند. اما دوستان عزیز عنایت داشته باشند که میرحسن هیچ انگیزهای به جز همان که اکنون او را ناگزیر به سمت سیاست کشیده است نداشت و ایشان عرصه فرهنگ و هنر را برای فعالیت خود برگزیده بودند تا به عنوان یک هنرمند در خدمت جامعه باشند. همه میدانیم در ایران احزاب به معنای واقعی وجود ندارند، اکثرا تشکلهایی هستند شامل تعدادی از نخبگان جامعه که آنهم در حلقه هایی نسبتا بسته فعالیت میکنند و مثلا هیچکدام اقدام به جذب هوادار، میتینگ و سایر فعالیتهای حزبی به طور محسوس در جامعه نمیپردازند و باید بگویم این مساله زمان زیادی نیاز داد تا به صورت کامل جا بیفتد. و تنها راه هم از بین بردن ترس از فضای جامعه است. در دههي اول انقلاب بواسطهی جنگ تحمیلی و همچنین وجود گروهکهای مسلح فضای آزاد ایجاد شده به سمت بنبست هدایت شد و این یک خاطرهی بد در ذهن مردم به جا گذاشت که باعث دور شدن مردم از تشکلها و احزاب گردید و تا این ذهنیت عوض نشود هیچ حزب و گروه قدرتمندی تشکیل نمیشود. جهت آشنایی بیشتر به سخنرانی ایشان در سال ۸۷ در مراسم سالگرد تاسیس حزب جمهوری اسلامی مراجعه کنید.
۴- دلیل اعلام کاندیداتوری ایشان تنها چهارماه مانده به انتخابات چه بود. آیا نخست وزیر دوران جنگ از سوءعملکرد دولت و شرایط حاد جامعه چند ماه مانده به انتخابات مطلع شد؟ اگر نه، چرا قبل از آن کاری و موضعگیری خاصی نکرد؟ آیا دلیل آن آنطور که برخی مغرضان می گویند بیرون کردن محترمانه خاتمی از میدان بود یا دلیل دیگری داشت؟
ایشان همانطور که مطرح کردند هیچگاه از مسایل روز کشور بیخبر نبودند و مسایل را به خوبی تحت نظر داشتند. اما برای حضوری قدرتمند نیاز به جمع بندیهای تخصصی در زمینهی مسایل کشور بود که با بهره گیری از تیم های مختلف کارشناسی صورت گرفت و پس از بررسی دقیق وضعیت کشور چهارچوب نیازهای فعلی و آتی کشور مشخص و سپس حضور خود را اعلام داشتند. آقای هم خاتمی بنا به خط مشی خودشان وارد شده و در همان زمان نیز اعلام کردند در صورتیکه میرحسین بیاید کنار خواهند رفت.
۴- نظر مهندس موسوی راجع به نوع پوشش جوانانی که از نظر حکومت «بدحجاب یا شل حجاب» خطاب می شوند چیست؟ البته ایشان در جواب به سوال دوست صمیمیشان مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی حضور این قبیل گمراهان را در ستاد خود تکذیب کرده یا توطئه دیگران خوانده اند. اما چون ما بنا بر سابقه به روزنامه جمهوری اسلامی اعتماد نداریم، بهتر ایشان مستقیماً جوابگو باشند.
مساله حجاب دارای قوانینی هست که باید رعایت شود یادمان باشد که ما برای اجرای قانون و رفع قانون گریزی آمدهایم. بنابراین اول اجرای قانون و بعد اصلاح آن که در مورد حجاب هم همینطور است . در صفحهی ۳۳ کتاب دولت امبد میتوانید پاسختان را بگیرید.
۵- عقیده مهندس موسوی راجع به حجاب اختیاری دختران این مرز و بوم، که هم جمیله کدیور مشاور کروبی و هم خود شیخ بر آن تاکید کرده اند چیست؟ وارد این بحث نمی شوم که دولت ایشان لایحه اجباری کردن حجاب را به مجلس ارائه کرد چون فضا و زمان متفاوت بوده و ممکن است ایشان عوض شده باشند.
من دقیقا نظر صریح ایشان را نمیدانم اما دوست عزیز اول زنان اختیار دار خودشان بشوند بعد که شدند مسالهی حجاب و پوشش موضوع لاینحلی نیست! موسوی آمده تا زنان در عرصههای اجتماعی اختیار دار خود باشند. بر اساس مطالباتی که در بحث زنان، ایشان قایل هستند این مساله میتواند از طرف تشکلهای زنان پیگیری شود. در ثانی برای رسیدن به برابری زن و مرد در ایران باید گام به گام جلو رفت که دورنمای برنامه میرحسین هم نوید بخش آزادی زنان است. همانطور که اشاره کردید این لایحه به تصویب مجلس رسیده است پس قابل تغییر نیز هست.
۷- نظر ایشان راجع به افرادی مانند کرباسچی، عبدی و مهاجرانی و دیگر نامداران اطراف کروبی چیست؟ آیا حاضر است از آنها در تیم خود سود جوید یا خیر.
نظرشخصی ایشان را نمیدانم اما از برنامهی ایشان به راحتی میتوان فهمید که ملاک میرحسین در انتخاب مدیران، توانایی آنها است و نه اطاعتپذیری آنان، بنابراین هیچ ابایی از بکار گیری مدیران کار آمد خاصه آقایان کرباسچی و … نخواهند داشت.
۸- تفاوت ایشان با مهدی کروبی در رابطه با اصلاحات در چیست؟ کندروترند یا تندروتر؟ در ضمن آن اصولی که ایشان در عین اصلاح طلبی خود را به آنها پایبند می دانند چیست که کروبی به آنها پایبند نیست؟ خواهشمند است تبیین نمایند.
تفاوتها را می توانید از کتاب برنامه های ایشان به صورت کاملا مستدل منسجم و مستند مطالعه فرمایید.
۹- نقش ایشان در انفجار جمعیت در ابتدای دهه شصت چه بوده است و آیا در آن زمان مخالف این امر بودند یا موافق؟ آیا الان هم همان نظر را دارند یا خیر؟
انفجار جمعیت ناشی از سیاستهای کلی نظام در آنزمان بود، الان هم چنانکه ایشان بیان کردند در تصمیمات تخصصی تابع نیروی کارشناسی هستند.
۱۰- آیا ایشان از عملکرد شورای عالی انقلاب فرهنگی و تهدید دانشجویان و قوانین متحجرانه این شورا رضایت دارند یا خیر؟ اگر جواب خیر است، چرا در طول این مدت که عضو آن بوده و هستند اعتراضی نکرده اند و به عضویت خود ادامه داده اند؟
اول ایشان یک نفر هستند و قطعا هر آنچه که امروز به عنوان دانشجویان ستاره دار مطرح میکنند از قدیم نیز مطرح بوده است و اما نشنیدن شما دلیل بر عدم اعتراض ایشان نیست . از آنجاییکه من ایشان را فرد صادقی میدانم قطعا مخالف قوانینی این چنین بودهاند. در ثانی دوست عزیز برخی از قوانین با تفسیر گروه حاکم بر دانشگاهها شکل گرفته و بیشتر هم ربطی حتی به شورای عالی انقلاب فرهنگی هم ندارد. این دولت در این چهار سال هر کاری که دلش خواسته کرده است. حتی برنامهی ۵ ساله و قوانین مجلس را هم درست اجرا نمی کند چه برسد به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی.
———————–
اول اینکه خیلی کار داشتم و الا زودتر نوشته بودم و اینها بیان کنندهی نظرات یکی از میلیونها طرفدار میرحسن است.
دوم کتاب برنامههای دولت امید را بخوانید حتما حتما.
سوم میرحسین برایم حکم یک مدیر توانمند و لایق را دارد، مهم ترین مساله بازگشت به قانون و البته صداقت است. از او برای خودم معجزه نساختم از او انتظاری برای تغییر یک شبه همهی مسایل ندارم فقط ثابت قدمی او را در مواضعش میخواهم.
چهارم برای من شعارهای مهدی کروبی شیرین است ، فقط همین!